پرهام و پارمیسپرهام و پارمیس، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 18 روز سن داره
عشق مامان و باباییعشق مامان و بابایی، تا این لحظه: 16 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره
ازدواج مامان و باباازدواج مامان و بابا، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 5 روز سن داره

پرهام و پارمیس معجزه های الهی

شش ماهگیتون مبارک وروجک های من

    ببین تمام من شدی، اوج صدای من شدی بت منی شکستمت وقتی خدای من شدی ببین به یک نگاه تو تمام من خراب شد چه کردی با سراب من که قطره قطره آب شد به ماه بوسه میزنم، به کوه تکیه میکنم به من نگاه کن ببین به عشق تو چه میکنم       ...
20 آذر 1394

شش ماهگی(عکس های بیشتر)

دردونه های مامان روزی هزار بار خدا رو شکر میکنم که شما سالم و خوشحال هستید و با خوشحالیتون ما هم خوشحال میشیم. ماشالله خیلی بلا و زبل شدید.همش در حال ورجه وورجه کردن هستید و دوست دارید همه چیز رو بگیرید و بخورید تا بفهمید چیه. هردوتاتون خیلی واسه حرکت تلاش میکنید.پارمیس جونی داری کم کم یاد میگیری سینه خیز بری. پرهام جون همش رو چهار دست و پا وایمیسی ولی هنوز یاد نگرفتی حرکت کنی واسه همین کفرت در میاد که چرا نمیتونی بری همه جا رو به هم بریزی و با ناراحتی جیغ میکشی. پرهام جون تو حرف زدن از پارمیس خانوم جلو افتادی و داری کم کم یاد میگیری آقا ،بابا و...بگی.فدای صدای قشنگت بشم دیگه با افرادی که کمتر میبینید راحت تر برخورد میکنید و گریه و زا...
20 آذر 1394

تولد آوینا جون

  آخ جوووووون تولد شیطون بلاهای مامان حالا که بزرگتر شدید خیلی از آهنگ و تولد و شلوغ بازی خوشتون میاد.دیشب که تولد آوینا بود خیلی خندیدید و بازی کردید.مخصوصا بخاطر رقص نورها کلی ذوق میکردید و چشم ازش بر نمیداشتید و میخندیدید.پارمیس بلا رو که دیگه نگو...کلی رفصیدی مخصوصا با عمو امید که میرقصیدی همش میخندیدی و ذوق میکردی الهی فدات شم یه عالمه هم عکس های خوشکل انداختید.                       ...
20 آذر 1394

اولین پیک نیک کوچولوها

خوشمل های مامان واسه اولین بار یه پیک نیک واقعی رفتید و تونستیم چند ساعتی گردش کنیم و شما گریه نکردید و کلی بهتون خوش گذشت. توی اولین پیک نیک خانواده مامانی و خاله نسرین مامانی همراه تمام بچه ها و نوه ها با ما بودند و یه عالمه باهاشون بازی کردید.             ...
20 آذر 1394
1